السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
166
تفسير الميزان ( فارسي )
شد ، عايشه وقتى او را كه زنى زيبا بود ديده و ديد كه خود را زينت نكرده پرسيد چرا چنين دست از خود كشيده اى ؟ ! و خود را زينت نكرده اى ؟ ! زن عثمان گفت : براى كى خود را زينت كنم ؟ به خدا سوگند از فلان موقع تا كنون شوهرم بسر وقت من نيامده ، مثل اينكه رهبانيت اختيار كرده و به من توجهى ندارد ، لباسهاى مويى و زبر پوشيده و نسبت به دنيا زهد ورزيده است . اين بود تا رسول اللَّه ( ص ) وارد بر عايشه شد ، عايشه داستان وى را با آن جناب در ميان گذاشت ، حضرت از خانه بيرون شد و دستور داد تا مردم براى نماز جمع شوند ، وقتى جمع شدند پيامبر به بالاى منبر رفت و پس از حمد و ثناى خدا فرمود : چه شده است كه اقوامى طيبات و رزق حلال را بر خود حرام كردهاند ؟ ! هان اى مردم آگاه باشيد ، من از پيشواى شمايم در شب مىخوابم ، و با زنان نكاح مىكنم ، تمامى روزها را روزه نمىگيرم ، و با اين حال اگر كسى از رفتار و سنت من اعراض نمايد از من نيست ، اين سه نفر برخاستند و عرض كردند تكليف ما كه سوگند ياد كردهايم چيست ؟ ! در جوابشان اين آيه نازل شد : * ( « لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّه » ) * « 1 » . مؤلف : انطباق آيه * ( « لا يُؤاخِذُكُمُ . . . » ) * بر اين داستان و سوگند خوردن اين سه نفر خيلى روشن نيست ، سابقا هم گفتگوى مختصرى در باره اين حديث شد ، مرحوم طبرسى در مجمع البيان همين قصه را از امام ابى عبد اللَّه ( ع ) نقل كرده است . چيزى كه هست ذيل آن را نقل نكرده . « 2 » پس جا دارد در اين حديث دقت و تامل بيشترى به عمل آيد . و در احتجاج حديثى از حسن بن على ( ع ) روايت كرده كه به معاويه و اصحابش فرمود : شما را به خدا سوگند مىدهم آيا هيچ مىدانيد كه على ( ع ) در بين اصحاب رسول اللَّه ( ص ) اول كسى است كه شهوات را بر خود حرام كرد و اين آيه نازل شد : * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا . . . » ) * « 3 » . و در مجمع البيان در ذيل همين آيه مىگويد : مفسرين گفتهاند : روزى رسول اللَّه ( ص ) نشسته بود و داشت مردم را به عواقب وخيمشان تذكر مىداد ، و قيامت و احوالش را براى آنها توصيف مىفرمود ، مردم چنان رقت كردند كه به گريه درآمدند ، دنبال اين
--> ( 1 ) تفسير قمى ج 1 ص 179 . ( 2 ) مجمع البيان ج 3 ص 236 . ( 3 ) احتجاج ج 1 ص 407 .